سلامت فردی و ساختاری

یه آدم بیشعوری را میشناختم سرما خورده بود، و یه آدم نفهم دیگه که بیماری قند داشت، و چند تا بیشعور و عوضی دیگه که سرطان و بیماری های دیگه داشتند. البته اونها بسیار هم آدمهای محترم و خوبی بودند، گویی من بیشعور بودم که نمیفهمیدم ورود ویروس و میکروب و مریضی ربطی به خوب و بد بودن طرف ندارد و همین که در محیطی نامناسب و آلوده قرار بگیرد ممکن است مریض گردد. بدیهی است اینکه از نظر ژنتیکی و آمادگی جسمانی و روحی قوی باشیم کمک میکند که در مقابل عامل بیماری مقاوم تر باشیم. اما هر آدم سالم و توانایی اگر به مدت طولانی در محیط آلوده قرار گیرد بلاخره مریض میشود و نمیشه بهش گفت به اندازه کافی سالم، قوی و با شعور نبوده. درست مثل اینکه برخی مواد گرچه در مقابل حرارت مقاومند و به راحتی نمیسوزند اما تحملشون در کوره داغ حدی دارد.
بعد از این همه سال تجربه ناموفق و این همه فساد اداری و مالی و کاری هنوز هم دنبال آدمهایی هستیم که سالم باشند، دست پاک باشند، قوی باشند و به خیال خودمون انتخاب های قبلی ما یا مسولین اشتباه بوده که نتیجه این شده. در حالی که بسیاری از همین آدمها که ممکنه دوستان ما، خویشان ما و یا خود ما باشیم، در ابتدا بسیار هم آدمهای سالمی بودند. عصبانیت و فریاد زدن سر اونا که دزد و فاسد و عوضی هستند همون اندازه شاید عجیب و ساده سازی باشد که عوضی خطاب کردن یک مریضی که در محیط ناسالم بوده. ایجاد محیط و ساختار سالم، نظارت درست و به موقع و درمان موثر ضرورت دارد. به امید روزی نشستن تا چنان رویین تنی در مسند فلان اداره یا مجلس و شرکت باشد که با تمام ویروسهای موجود بتواند سالم بماند، کافی نیست.

1 دیدگاه دربارهٔ «سلامت فردی و ساختاری»

  1. جالبه آدم نه چندان با شعوری رو می شناسم که میگه تا الان عمرش هیچ ویروسی هیچ اثری روش نداشته و کلا به ویروس اعتقاد نداره بسیار آدم آرومی در ظاهر هست این نمونه ی عجیب باعث شد کتابی در این زمینه که فرکانس ویروس و باکتری ها رو اندازه گیری کرده بود برسم که طبق اون کتاب ویروس ها در مدارهای پایین انرژتیک بودند در مقدمه ی کتاب بود که تا سال ها به عنوان کتاب سری در وزارت دفاع آمریکا اجازه ی نشر نداشت و کتاب مخفی بود، در سیاست و اقتصاد هم چنین آدم های هستند اما نادر ضمن اینکه به شخصه از مریضی آدم ها عصبانی نیستم اما از نظر فرکانسی باهاشون قطع رابطه دارم اون ها اتصال به کائنات به یونیورس به خالق ندارند اون ها جدا هستند درست شبیه نی نامه به فکر درمان شون نیستم فقط تفاوت و عدم سینرژی رخدادی طبیعی است

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *